تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

    زنگ زد سر کوچه شون بودم
    :کجایی ؟
    _ تو راه برگشت
    :مگه قرار نبود ناهار بیای اینجا ؟
    _ گفتم که معلوم نیس

    دم شیرودی بودم داشتم خاطرات پارسال که الهام میرفت توچال با اون روز که رفتم سالن سنگنوردی مرجان رو دیدم رو مرور میکردم . زنگ زد نیومدی ناهار منتظرم .گفتم نه گفته بودم معلوم نیس . 

    فعلا دیدنت رختت هم واسم کفاره داره . 

    کینه ازت به دل گرفتم . گوه میخوری زر مفت میزنی بعد عذر خواهی میکنی 

     


    این مطلب تا کنون 176 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 5 اسفند 1394 [ گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها : ,

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز دوشنبه 3 مهر 1396

  • تعداد وبلاگ :55472
  • تعداد مطالب :149203
  • بازدید امروز :704285
  • بازدید داخلی :62574
  • کاربران حاضر :100
  • رباتهای جستجوگر:656
  • همه حاضرین :756

تگ های برتر